عبدالله مستوفى
278
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
به جهت گلكشى « 1 » هائى كه در همكارى با سردار سپه گرفته و به تبعيد هم رفته بود ، طبعا در عداد فراموششدگان درآمد تا بعد از وقايع شهريور 1320 در اواخر همين سال ، بعد از نوزده سال فراموششدگى و خانهنشينى ، براى دفعهء سوم نخستوزير شد و بعد از واقعهء 17 آذر 1321 از مقام خود مستعفى گرديد تا بالاخره در اواخر 1324 براى دفعهء چهارم نخستوزير شده تا امروز 32 خردادماه 1325 به اين سمت باقى و برقرار مىباشد . خلاصى محبوسين بعد از صدور دستخط تعيين رئيس الوزراء قبل از هركار لازم بود محبوسين سيد ضياء الدين آزاد شوند . روز 9 جوزا اين كار خير انجام گرفت . لازم بود از برجستههاى آنها شاه تفقد كند . عدهاى از آنها را بحضور بردند و اين تشريفات هم به عمل آمد ، متظاهرين آنها به مجلس شورايملى رفتند و در صحن بهارستان با حضور جمعى از آزاديخواهان ، نطقهائى بر ضد مسببين اين حبس كردند . البته اسمى از انگليسها برده نشد ، ولى از لحن بيانات آنها به خوبى برمىآمد كه طرف اين اعتراضات كيست . مسافرت وليعهد باروپا چنان كه در ( صفحهء 270 همين جلد ) اشاره كردهام ، وليعهد محمد حسن ميرزا روز 13 جوزا ، بعنوان معالجه از راه بغداد به سمت اروپا رهسپار شد . رئيس الوزراء بيانيهاى هم در اين خصوص صادر نمود . اعم از حق يا باطل ، چيزهائى در اطراف اين مسافرت و تبانى و توطئهء حسن جون « 2 » با سيد ضياء الدين در افواه بود ، چون سابقا در اين زمينه شرح لازم نوشته شده است در اينجا حاجتى بتكرار ندارم . كابينهء قوام السلطنه و بيانيهء او روز 14 جوزا ، قوام السلطنه كابينهء خود را كه اكثريت افراد آن مثل خودش از محبوسين سيد ضيائى بودند بحضور سلطان احمد - شاه معرفى كرده و كابينه مشغول كار شد . رئيس الوزراء بيانيهاى در 16 اينماه براى اعلام خط مشى كابينهء خود منتشر نمود . اين بيانيه هيچ اشارهاى بواقعات سه ماههء گذشته ندارد و از هرحيث عادى است . معهذا دو موضوع تازه در آن هست كه قدرى بوى سيد ضياء را بمشام مىرساند . يكى تقويت قواى نظامى
--> ( 1 ) - گلكشى - در زورخانههاى قديم رسم بود ، ورزشكاران يك زورخانه از زورخانهء ديگر دعوت ميكردند و اين دعوت اكثر شبها اتفاق مىافتاد و اين شب را گلريزان مىگفتند . در اين شب پيشكسوتها و سران ورزشكاران را هم بمناسبت دعوت ميكردند . جوانها و نوچههاى طرفين در اقسام بازى ورزشى هنرنمائى و شيرينكاريهائى ميكردند . گاهى بداوطلبى دو نفر از نوچههاى طرفين كشتى دوستانهاى هم ميگرفتند . اين كشتى را بمناسبت خصمانه نبودن گل كشتى و اين شب را گلريزان موسوم ميكردند ، زيرا از باجهء طاق زورخانه بر سر دو مبارز گل زيادى ميريختند كه سطح زورخانه پر از گل ميشد . اقداماتى را كه دو حريف و دو رقيب در خفا و به قصد كارشكنى از هم معمول ميدارند و خيلى خصمانه نيست بطور استعاره گل كشتى اسم دادهاند . ( 2 ) - سلطان احمد شاه وليعهد را « حسن جون » ميخوانده است .